محمد بن هندوشاه نخجوانى

37

دستور الكاتب في تعيين المراتب ( فارسى )

سازد كه خلايق از حسن معاش او شاكر باشند تا بمحمدت پيوندد نوع دوم چون شيخ « 1 » تورسون « 2 » مردى پير و جهان ديده است و از بد و نيك قضايا ( * ) باخبر « 3 » بوده و هرگز « 4 » بر حيف و ميل « 5 » و زور و زيادتى « 6 » اقدام ننموده و بىراهى را راه باز نداده شحنگى فلان ولايت به دو تفويض رفت تا بغور قضاياء يارغويى رسيده بر قانون معدلت و ياساق بقطع ( * ) و فصل آن قيام نمايد « 7 » و بىگناه را در گناه نيارد و ( * ) عوانان و ايقاقان « 8 » را پيش خود راه ندهد و بقول اصحاب اغراض هيچ آفريده را متهم نگرداند ( * ) و بيارغو نخواند « 9 » و تاديب بر قدر گناه كند بدان سبب اين حكم « 10 » نافذ « 11 » شد « 12 » تا از ابتداى اين تاريخ قضاة و حكام و متوطنان فلان ولايت او را گماشتهء ديوان و شحنهء خود دانسته در قضاياى يارغو « 13 » رجوع با او كنند و احكام او را كه بر قانون معدلت و نصفت باشد مطيع و منقاد گردند « 14 » و رسمى كه معهود

--> ( 1 ) ت : حذف شده . ( 2 ) پ : ترسون . ( * 3 ) ج : جيز . ( 4 ) ج : حذف شده . ( 5 ) ت : تعدى . ( 6 ) ج : هركز - افزوده . ( * 7 ) پ ج : رساند . ( * 8 ) - آ : ايقاقان و عوانان ، پ : عوانان و ايقانان ، ت : عوانان و ايناقان ، ج : ايقاغان و عوانان . ( * 9 ) ث : حذف شده . ( 10 ) ب : حذف شده . ( 11 ) ت : نفاد . ( 12 ) ت : باشد . ( 13 ) - آ ب ت : يارغويى . ( 14 ) ت : كردد